(از یه کچل میپرسن: اسم شامپوت چیه؟!
میگه من شامپو لازم ندارم، از شیشه پاک کن استفاده میکنم!)
(دکتر: برای یه بنده خدایی شیاف تجویز کردم؛ یارو رفت و یک هفته بعد اومد؛
گفت: آقای دکتر حالم خوب نشد هیچ، تازه بد ترم شدم!
گفتم چرا؟!
گفت: نمیدونم، تا این کپسول ها که دادین رو میخورم، دلم آشوب میشه!!)
یک روز، عربی از بازار عبور میکرد که چشمش به دکان خوراک پزی افتاد، از بخاری که از سر دیگ بلند میشد خوشش آمد، تکه نانی که داشت بر سر آن میگرفت و میخورد. هنگام رفتن، صاحب دکان گفت: تو از بخار دیگ من استفاده کردی و باید پولش را بدهی، مردم جمع شدن، مرد بیچاره که از همه جا درمانده بود، بهلول را دید که از آنجا میگذشت؛ از بهلول تقاضای قضاوت کرد، بهلول به آشپز گفت: آیا این مرد از غذای تو خورده است؟ آشپز گفت: نه ولی از بوی آن استفاده کرده است. بهلول چند سکه نقره از جیبش در آورد و به آشپز نشان داد، و به زمین ریخت و گفت: ای آشپز! صدای پول را تحویل بگیر! آشپز با کمال تحیر گفت: این چه قسم پول دادن است؟ بهلول گفت مطابق عدالت است:" کسی که بوی غذا را بفروشد در عوض باید صدای پول دریافت کند."
روزی مهندس ساختمانی، از طبقه ششم میخواهد که بایکی از کارگرانش حرف بزند، خیلی وی را صدا میزند اما به خاطر شلوغی و سر و صدا، کارگر متوجه نمیشود.
به ناچار مهندس، یک اسکناس ۱۰ دلاری به پایین میاندازد تا بلکه کارگر بالا را نگاه کند، کارگر ۱۰ دلار را برمیدارد و توی جیبش میگذارد و بدون اینکه بالا را نگاه کند مشغول کارش میشود.
بار دوم مهندس ۵۰ دلار میفرستد پایین و دوباره کارگر بدون اینکه بالا را نگاه کند پول را در جیبش میگذارد، بار سوم مهندس سنگ کوچکی را میاندازد پایین و سنگ به سر کارگر برخورد میکند. در این لحظه کارگر سرش را بلند میکند و بالا را نگاه میکند و مهندس کارش را به او میگوید.
این داستان همان داستان زندگی انسان است. خدای مهربان همیشه نعمت ها را برای ما میفرستد اما ما سپاسگزار نیستیم و لحظه ای با خود فکر نمیکنیم این نعمت ها از کجا رسید.
افرادی که به شما میگویند نمیتوانید در این دنیا تغییراتی ایجاد کنید، ۲ گروه هستند:
اول کسانی که تلاش برای امتحان کردن میترسند و دوم آن هایی که از موفق شدن شما
میترسند.
من معتقدم که صداقت و راستگویی، سنگ بنای هر کسب و کار است.
سنگ های بنا برای یک موفقیت تعادل، صداقت، شخصیت، کمال، ایمان، عشق و وفاداری است.
اولین گام راستگو بودن و سپس شریف بودن است.
صداقت شما را آسیب پذیر میکند؛ با این وجود صادق باشید.
صداقت و راستگویی هیچ گاه به علت دلیل و عادلانه آسیب نمیزند.